مشكل اصلي راهبرد و توسعه كشاورزي ايران چیست؟

مشكل اساسي و اصلي كشاورزي ایرن و عامل اصلی در پایین بودن بهره وری تولید کشاورزی را در دو بخش میتوان طبقه بندی نمود.

1-  مشكلات زير بنائي و ساختاري نظير زمين، خاك، آب، كود، سرمايه ، واصلی ترین پارامتر در این بخش عبارت از:

" يكپارچه سازي زمين هاي كشاورزي" است. نگاه اجمالي به وضعيت زمينهاي كشاورزي، تكه تكه شدن آنها به قطعات بسيار كوچك تحت تاثير عامل وراثت را نشان مي دهد. كشورهاي داراي كشاورزي مدرنيزه رادر نظر بگيريد. اروپا و آمريكا هيچ وقت زمين هاي كشاورزي شان - حتي در شرايط انقلاب صنعتي- گرفتار اين تكه پاره شدن به قطعات كوچك نگرديد، فقط فئودال ها تبديل به زمين داران بزرگ صنعتي شدند. پس از انقلاب اكتبر در روسيه، زمين ها در يك دوره كوتاه بين كشاورزان تقسيم، سپس اشتباه بودن اين سياست، مشخص شد، شروع به يكپارچه سازي زمين ها تحت عنوان تعاوني هاي كشاورزي (كالخوز، سالخوز) نمودند. تاريخچه تكه پاره شدن زمين هاي كشاورزي در ايران به اصلاحات ارضي مشهور رژيم شاهي بر مي گردد. از آن تاريخ تا كنون وضعيت كوچك تر شدن زمين هاي كشاورزي روز به روز حادتر و هرسال تحت تاثير عامل وراثت به قطعات كوچك تر و کوچکتر تقسيم می شوند. اين كوچك سازي آنقدر تداوم يافته كه اصولاً زراعت به عملي بي معني تبديل شده است.  يك روز تراكتور براي شخم زني قطعه زميني كوچك، وقت تلف مي كند. براي درو كردن، خرمن كوبي و..... همين داستان تكرارمي شود. به علت همين بهره وري پايين توليد است كه كشاورزان قادر به تامين هزينه زندگي خود نبوده، گروه گروه به حاشيه شهرها براي تامين معاش مهاجرت مي كنند. تا زمانی که اراده فولادین برای حل این معضل زیر بنایی اقتصاد کشاورزی پیدا نشود، تمامی طرح های روبنایی، آب درهاون کوبیدن خواهد بود وبه اتلاف منابع منجر خواهد شد.

عدم وجود تحلیل دقیق از مشكل اصلي ساختاري و زير بنائي توسعه كشاورزي يعني "يكپارچه سازي زمين هاي كشاورزي" و پرداختن به مسائل روبنائي، نظير فراهم كردن زمينه فعاليت هاي علمي - پژوهشي، توسعه مستمر دانش روز، استقرار نظام جامع اطلاع رساني، انتقال فن آوري و ... وقتي كه زمين مناسب براي كشاورزي اصولي و علمي وجود نداشته باشد به جز اتلاف منابع ، چه دردي را درمان مي كند؟ بایستی رك و پوست كننده بيان شود كه زمين هاي كشاورزي ما با اين تكه پاره شدن هاي پياپي باعامل وراثتی ، به درد كشاورزي مدرن امروزين نمي خورد و باید براي دگرديسي اساسي آن چاره اي انديشيده شود.

آيا تا به حال به اين مسئله فكر شده است كه چرا اين همه مهندس كشاورزي كه در دانشگاه ها تربيت شده اند، اكثراً در امور كشاورزي اشتغال نمي يابند؟ علت اصلي اين امر وجود زمين نا مناسب براي كشاورزي مدرن است. زميني كه كفاف هزينه معاش بي آلايش يك روستايي ساده زيست را نمي دهد. چگونه هزينه هاي زندگي يك مهندس را كفايت خواهد كرد؟ سرنوشت محتوم اغلب فارغ التحصيلان رشته هاي مهندسي كشاورزي مشابه داستان زير است:

آورده اند كه يك ايراني از بيكاري غرق در تفكر ، در خيابان هاي پاريس قدم مي زد. تابلوئي با عنوان "آموزشكده فني سوسمارگيري" توجه او را به خود جلب مي كند. با خود مي گويد حالا كه بيكارم در اين دانشكده ثبت نام كنم و مدركي بگيرم، شايد با ارائه آن كاري پيدا كنم.  در آموزشكده فني سوسمارگيري، با فراگيري فنون و تكنيك هاي سوسمارگيري به صورت علمي - كاربردي فارغ التحصيل شده به ايران باز مي گردد. هر چه قدر مي گردد سوسماري پيدا نمي كند تا با فنون آموزش ديده خود آن را بگيرد. روزي از بيكاري به اين فكر مي افتد كه مكاني اجاره و دانشكده آموزش فنون سوسمارگيري داير كند. پس از چندي كار و بارش رونق پيدا مي كند. دانشجويانش فارغ التحصيل مي شوند. آن ها نيز چون سوسماري براي گرفتن پيدا نمي كنند به همين منوال دانشكده سوسمارگيري داير مي كنند و اين عمل به صورت تسلسلي تداوم پيدا مي كند.

2- مسائل روبنائي مثل آموزش، به كارگيري فن آوري، خلاقيت، مديريت، انعطاف پذيري ..... عدم بررسي سيستمي و علمي نقش هر يك از اين عوامل در راهبرد توسعه كشاورزي ايران، ازنقاط ضعف اصلي در مدیریت كشاورزي است. تمامي تحلیل های انجام شده در مورد مشكلات اساسي كشاورزي، عموماً در حيطه مسائل روبنائي آنهم به شكل كليشه اي بر گرفته از كتاب هاي درسي غربی که حامل مشکل ساختاری کشاورزی ما نمی باشند، صورت می پذیرد. متعاقب اين نگرش روبنائي به مسائل كشاورزي ایران، از اين منظر اهداف كلان، راهبردها براي توسعه کشاورزی تبيين می گردند.

يكي ديگر از نقاط ضعف تحلیل های مسایل کشاورزی ایران ، وجود پارادوكس در بخش هائي از آن است. در قسمت مشكلات اساسي كشاورزي، يكي از متغيرها، تصدي گري دولت ذكر مي شود. در حالي كه كشاورزي در ايران عمدتاً در دست بخش خصوصي است و دولت نقش چنداني در آن ندارد. ولي چون در كتاب هاي مديريتي ما، تصدي گري دولت عملي مذموم شناخته شده است. لازم است كه در اين جا نيز گريزي به صحراي كربلا زده، از آن به عنوان يكي از مسائل و مشكلات اساسي كشاورزي ذكري به ميان آيد، چه اين امر محقق شده باشد يا نه.؟ در قسمت ارائه راهبرد توسعه كشاورزي، بهبود بنيه مالي توليد كنندگان كشاورزي، كاهش خطر پذيري (ريسك) آن ها، تمركز بر كارآفريني، تمركز وزارت كشاورزي به سياست گذاري و مديريت كارآمد و ... كه ناچاراً اين امور بايستي با دخالت دولت انجام شود، در تناقض آشكار با سياست عدم تصدي گري دولت در امور كشاورزي است.

مطالعه تحلیل های مختلف در مورد توسعه کشاورزی در ایران ، فراموش شدن مشکل اصلی وساختاری در توسعه کشاورزی ایران ، یعنی " يكپارچه سازي زمين هاي كشاورزي" ، يادآور لطيفه ظريف زير است :

روزي دزدي خانه اي را زد، هر كسي نظري مي داد. يكي مي گفت گناه بناست كه ديوار را كوتاه ساخته است، ديگري نظر مي داد گناه قفل ساز است كه آن را محكم نساخته، آن يكي مي گفت كه مقصر صاحب خانه است كه دقت كافي در حفاظت از خانه به خرج نداده است. اصلي ترين چيزي كه فراموش مي شد گناهكاري و مجرم بودن دزد بود.!!!!!!!!!

ارسال دیدگاه

با نظرات سازنده خود ما را در بهبود هرچه بهتر کیفیت مطالب یاری نمایید.

عکس خوانده نمی شود

نظرات 0